|
شعر , ادبیات و فلسفه
|
آخرش ما هم از جماعت وبلاگ خوان به جماعت وبلاگ نویس پیوستیم که دست آخر این فضا هم مخاطب خودش را دارد جدا از حکایت تفنن و ژورنالیسم حاکم بر آن .
از شعر های کتاب اول (زیر چاپ) شروع کردم
من چیز دیگری هستم
شهیدم
که در ارجاع بیرونی زخم
به تکثر رسیده است
در خیمه نمی گنجم
چیز دیگری است
که می تازد
خیمه است
که می تازد
من حلقه است
که می چرخد
من رقص است
که در تو شروع است
تمام ضمیرها منفصل است
من متصلم
او بالاست
نیزه کوتاهتر از رسیدن است
که سر در بیاورم
من رقاصه ام در تو
من که دراز کشید
یکی باید نت پایکوبی بزند
نت لگد کوبی بزند
من دچار حلقه ام
همه جای حلقه شروعست
من همه جای توام
نگو بایست
باید برسم
سر آورده ام